صفحه نخست / ادبی مذهبی / شعر / در رثاء حضرت علی اصغر ( ع )

در رثاء حضرت علی اصغر ( ع ) PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط نازنین السادات حسینی   
پنجشنبه ۰۳ دی ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۵۸

به دشت كربلا لب تشنه بودند

لبان تشنه آن شب را غنودند

 علي اصغر ز بي‌آبي فغان داشت

همه اهل حرم بي‌تاب بودند


شه دين گفت خواهر ناله از كيست

ملائك بهر او در گريه بودند

 

بگفت اين طفل بي‌شير رباب است

كه خواب از چشم او امشب ربودند

 

بود عطشان و گريان اين گل ما

نواي گريه‌اش، زَن‌ها شنودند

 

بياور خواهرم اين طفل ما را

اگرچه دشمنان قومي عنودند

 

ولي شايد بگيرم آب بهرش

ز قلبم صبر و طاقت را ربودند

 

بيامد آن شه عطشان به ميدان

جلال و نور او تا عرش بودند

 

به فرمود اي گروه پست كافر

كجا اطفال اهل جنگ بودند

 

علي اصغر همين طفل صغيرم

كه دنيا واله و شيداش بودند

 

به‌روي دست من عطشان و نالان

مگر قوم شما قوم يهودند

 

اگر گوئيد  بهر خود زنم حرف

لعينان گرم اين پرخاش بودند

 

بگيريد و كنيد سيراب او را

كه طاقت را ز دست ما ربودند

 

وبن سعد گفت آنگه پاسخ او

بده اي حرمله فحاّش بودند

 

و شه ديد اصغرش لرزان و گريان

ز ظلم كوفيان اوباش بودند

 

ز حلق نازك او خون بريزد

ز تير حرمله خفاّش بودند

 

گرفت خون‌ها و بر بالا بيفشاند

و جان از پيكر آن شه ربودند

 

به فرمود اي خداي حيّ سبحان

چنين ظلمي كجا بر من ستودند

 

به فرمودي عذاب قوم صالح

كه ناقه را ز عصيان پي نمودند

 

مگر كه اصغرم شد كمتر از او

عزيزانم به‌راهت رفته بودند

 

برگرفته از سایت کانون پرورش دات کام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ۰۳ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۸
 

جستجو

 

كاش وقتي زندگي فرصت دهد،گاهي از پروانه ها يادي كنيم

كاش بخشي از زمان خويش را ،وقت قسمت كردن شادي كنيم

كاش وقتي آسمان باراني است،از زلال چشمهايش تر شويم

ادامه مطلب...

فرم ورود



سایتهای مفید

آگهی
آگهی
آگهی

مطالب ماههای گذشته